سلام.حالتون احوالتون خوبه؟
امروز اومدم با یه مطلب فوری!دیشب توی خابگا روی تختم دراز کشیده بودمو درس میخوندم.طوری که فقط سرمو شونه هام رو به دیوار تکیه داده بودم و کتابمم توی دستم بود.یهو دیدم دارم تکون میخورم و یه لرزشی از پاهام شروع شد و به تدریج یه سر و گردنم رسید!میشه گفت کاملا بدنم به چپ و راست میرفت.من که عمرا فکرم نمی کردم توی اهواز زلزله بیاد ... با خودم فکر کردم که حتما ماهیچه هام گرفته اند و الان دارن منقبض و منبسط و از این چیزا میشن.اما با خودم گفتم یعنی چه بلایی سرم اومده که اینجوری دارم منقبض میشم و اینطوری تکون میخورم !
توی این فکرا بودم که صدای جیغ و فریاد دخترا از جا بلندم کرد
!همه از توی سالن مطالعه ریخته بودن بیرون و فریاد میزدن زلزله اومددددددددددددددددد!
ما هم دوزاریمون افتاد که ای بابا...زلزله بوده و ما الکی به بدنمون نسبت بد میدیم!من که اتاقم طبقه ی همکفه ساختمونه،کلی از دوستام از طبقه دوم و سوم اومدن توی اتاقم که شبو با ما باشن!!!
خلاصه نماز آیاتی خوندیمو یکم تفکّریدیم به این خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی و زلزله اخیر...که همشون توی این هفته اتفاق افتاد
...
من به نشانه ها اعتقاد دارم...
خب اینم از آخرین خبر روز!زلزله هم با مقیاس۴.۹ریشتر به مرکزیت روستای اندیمشک بوده(
).اگه توی این روزا به دیار ابدی پیوستم بدونید هیچکدومتونو حلال نکردم!!!
هر کی میخواد حلالش کنم بیاد اینجا ده تا نظر بده
خب با اجازه کم کم ما بریم!خوشحال شدین!
الهه مشرق زمین
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 11:37
|
لينك مطلب